ذبيح الله صفا
327
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
خواندمير « 1 » نظم « تاريخ غازان خان » را به شمس الدين كاشى نسبت داده و گفته است كه وفات او در زمان سلطنت سلطان ابو سعيد بوقوع پيوست و بنابراين او پيش از سال 736 درگذشته بود و قاعدة اين « نور الدين بن شمس الدين محمّد » كه بايد پسر همين شمس الدين كاشى بوده باشد ، يا اثر پدر خود را عينا بنام خود درآورده و يا آن را تمام نموده و بسلطان اويس تقديم داشته و يا خواندمير در گفتار خود بغلط افتاده است . ديگر ازين قبيل منظومهها كرتنامه بود از صدر الدين خطيب ربيعى پوشنگى ( فوشنجى ) متولّد بسال 671 از رجال معروف قرن هفتم و هشتم هجرى . وى اصلا در فوشنج خطابت مىكرد و سپس در سلك ندماى ملك فخر الدين محمّد بن ملك شمس الدين كهين از سلاطين آل كرت ( سلطنت از 705 تا 706 ) انتظام يافت و بنابر اشارهء او كرتنامه را ببحر متقارب در باب خاندان كرت بنظم درآورد . از كرتنامه نسخهيى در دست نيست ليكن سيف الدين بن محمّد بن يعقوب الهروى مورّخ اوايل قرن هشتم هجرى علاوه بر استفاده ازين منظومه در تأليف كتاب خود « تاريخنامهء هرات » در حدود دويست و پنجاه بيت از آن را نقل كرده و اين ابيات نشان از قوّت طبع گوينده مىدهد « 2 » . منظومهء ديگر « سامنامه » بود كه براى تمييز از « سامنامهء خواجو » آن را « سامنامهء سيفى » مىناميم . ناظم اين منظومه سيف الدين بن محمّد بن يعقوب مؤلّف تاريخنامهء هراتست . وى نيز از ملازمان ملك فخر الدين كرت بوده و سامنامه را در وصف دلاوريهاى جمال الدين محمد سام سردار ملك فخر الدين و دفاع مردانهء او از شهر هرات در برابر سپاهيان اولجايتو سرود كه يك بار در ماه صفر سال 706 بقتل دانشمند بهادر و بسيارى از مغولان منجر شده و سپس تا ذى الحجهء همان سال در برابر دستهء جديدى از سپاهيان اولجايتو بسردارى بوجاى پسر دانشمند بهادر و سردار ديگرى بنام يساول امتداد يافته و عاقبت بر اثر قحط و غلاى شديد و مرگ عدهء كثيرى از هرويان بتسليم
--> ( 1 ) - حبيب السير چاپ تهران كتابخانهء خيام ج 3 ص 191 ( 2 ) - حماسهسرايى در ايران چاپ دوم ص 358 - 359